فیک تهیونگ

فیک تهیونگ

امید برای زندگی۶

(از این به بعد برای فیک ها یک شرط کوشولو موشولو میزارم باشه ؟؟لطفا ناراحت نشید😊)

شرط پارت بعد :
۵لایک
۳ کامنت
(دیدین چقد کوشول ان؟؟؟)
قول میدم شرطا رو برسونین سعی کنم زود بزارم 😍

توی این دوماه دوستای خوبی پیدا کرده بودم اما الان باید دل همه رو بشکنم این برای منم دردناکه ،توی این چند ماه فهمیدم اخلاقشون چه طوره و فهمیدم بهم اهمیت میدن هر وقت سرگیجه داشتم و بی هوش میشدم اونا نگرانم میشدن پس باید اینکار و کنم فقط پدرم و مادرم میدونن ،مادر ناتنیم که برام نگرانه و پدر خونیم که اصلا بهم اهمیت نمیده احتمالا سر قبرم فقط مادر باشه که گریه کنه چون که الان میخوام همه رو از خودم دور کنم .
رفتم توی کلاس بچه ها از جمله تهیونگ اومدن دورم بهشون اهمیت ندادم گفتم:برای چی بهم میچسبین ازم دور شید.....
احساس کردم ناراحت شدن و دیگه ادامه ندادم بی اهمیت رفتم نشستم سر جام .
حس کردم قلبم توی سینم مچاله شد اما چاره ای نداشتم .
استاد درس میداد اما اصلا حواسم نبود و توی افکار خودم بودم که زنگ خورد سریع رفتم بیرون و یک گوشه قایم شدم که سد اشکام شکستن و نتونستم تحمل کنم چند قطره اشک از چشمام جاری شدن عجیب بود برای چی دارم گریه میکنم ؟؟؟
که گرمی دستی رو روی شونم احساس کردم برگشتم دیدم تهیونگ هست و بچه ها پشتشن گفتم :چرا اینجایید من بهتون بی محلی کردم وگفتم بهم نچسبید برای چی دوباره اینجایید ؟؟
تهیونگ :چون دوستا با این چیزا ناراحت نمیشن !!
من :ولی باید بشن از اینجا برید و منو فراموش کنید فکر کنید وجود ندارم .
اصلا حواسم نبود که من مریضم و فشار عصبی اصلا برام خوب نیست


#بی_تی_اس
#کیم_نامجون
#کیم_سوکجین
#مین_یونگی
#جانگ_هوسوک
#پارک_جیمین
#کیم_تهیونگ
#جئون_جونگکوک
#نامجون
#سوکجین
#یونگی
#هوسوک
#جیمین
#تهیونگ
#جونگکوک
#آرام
#جین
#یونگی
#جیهوپ
#موچی
#ته_ته
#جی_کی
#آرمی
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_جیمین
#فیک_هوسوک
#فیک_یونگی
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#میکس_بی_تی_اس
#میکس_جونگکوگ
#میکس_تهیونگ
#میکس_جیمین
#میکس_هوسوک
#میکس_یونگی
#میکس_جین
#میکس_نامجون
#ویدیو_فان_بی_تی_اس
#bts
دیدگاه ها (۱۲)

دیگه نمیدونم باید برای این مرد گریه کنم یا خنده؟ د آخه خب بر...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

⠀⠀⠀‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌‌‌   ‌‌ ‌ ‌ ‌   ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ 𝗌ù𝗄︎ 𝗆︎ý 𝗇︎ё...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

Massage for you

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط