میگفت: میترسم

میگفت: میترسم
میترسم این حرفایِ قشنگ
این همه حسِ قشنگ که الان داریم تموم شه...
میترسم "دوستت دارم" گفتنات کم رنگ شن...
میترسم با این صدایِ خش دارت
دیگه روبروم نشينى برام شعر بخونی!
تا منم چشمام رو ببندم و دلم قنج بره برا صدات...
میترسم موهایِ پريشونمو وقت نکنی دیگه شونه کنی...
دیگه موهامو بو نکنی مست شی و دیوونه بازيات تموم شه...
آخه من عاشقِ دیوونه بازياتم...
گفتم: منم میترسم...
میترسم چشماتو یکی دیگه ببینه...
یکی غیر از من...آخ که چشماش دیوونه ميکنه لعنتی...
مگه میشه چشماشو ديدو دیوونه نشد؟
من با تو لحظه به لحظه عاشقم...
به آغوش کشيدمشو گفتم:
دوست داشتنت روزیِ منه،
که خدا هر روز بیشترش ميکنه..‌.
خدا روزیِ آدمو قطع نمی کنه که...ميکنه؟؟!


پرویز جلیلی

#غمگین #عشق #زندگی #ناراحت #دپرس #عاشقانه #ویسگون #عاشق #دوست_دارم #دونفره #معشوق #خسته #شادی #خوشحالی #انگیزشی #خدا
دیدگاه ها (۳۸)

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

نام رمان (عشق میان ما

چند پارتی (درخواستی)

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خ...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

رمان اسیر خان پارت بیست و سوم ۲۳

اورلورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط