{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«خدمتکار عمارت»

«خدمتکار عمارت»
(پارت ۴۷)
«ا.ت»
تهیونگ رفت تا از خانم خداحافظی کنه . رفتم بالا و چمدونای خودم و خودش و گرفتم و اتاق بیرون زدم ، با اینکه چمدونا چرخ داشتن و رو زمین کشیده میشدن ولی بازم سنگین بودن ، داشتم همینطور با خودم غرغر میکردم که به پله ها رسیدم ، خداوندا به کدامین گناه ؟ حالا من بدبخت چطوری اینا رو ببرم پایین . با هزار بدبختی ، مشقت ، عذاب و هر کوفت و زهرماری که فکر کنین بلاخره رسیدم پایین ، بلاخره تهیونگ اومد پیشم با تعجب به چمدون ها و منی که نفس نفس میزدم نگاه کرد
ـــــ کی این چمدون ها رو آورد پایین ؟
ـــــ خودم آوردمشون
بهت زده بهم خیره شد
ـــــ ا.ت نگفتی یه بلایی سر خودت یا اون بچه میاد ؟
ـــــ خب حالا زیاد سنگین نبودن
ـــــ آهان حتما به حاطر اینکه خیلی سبک بودن نفس نفس میزنی
ـــــ بسته دیگه چقدر حرف میزنی ، بریم
دوباره خواستم چمدون ها رو بگیرم که نذاشت
ـــــ لازم نکرده تو برو من میارم
رفتم و صندلی عقب نشستم که تهیونگ در و باز کرد
ـــــ از کی تا حالا من راننده ات شدم ؟
ـــــ نمیخوام کنارت بشینم زوره ؟
ـــــ اون وقت چرا ؟
ـــــ چون دوست ندارم
ـــــ اما من دوست دارم زنم کنارم بشینه
ـــــ نمیخوام
ـــــ عزیزم خودت میای یا به روش خودم بیارمت ؟
با حرص نفسم و فوت کردم و رفتم جلو نشستم ، به محض نشستن تهیونگ عطر خوشبویی زیر بینیم پیچید جوری که نتونستم مقاومت کنم و ازش پرسیدم :
ـــــ تهیونگ اسم عطرت چیه ؟


#فیک
#سناریو
#کیپاپ
دیدگاه ها (۶)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

چند پارتیــــــــ🖤✈️🖤ــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریــــ...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــــ🧊💔ــــــــــــــوقتی باهات ...

My Boy❄

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط