چند پارتی
چند پارتی
ــــــــ🖤✈️🖤ــــــــ
وقتی که مجبوره بره سفر کاری
ــــــــ🖤✈️🖤ــــــــ
فلش بک به روز پرواز
ویو جونگکوک:
چند روز گذشته و تونستم ا/ت رو قانع کنم که برم به سفر کاری.
اما دل خودم هنوز آمادگی نداشت...
چند ساعت تا پرواز مونده بود با ا/ت چمدونم رو چیدیم.
+ کوکی؟
ــ ...جونم
+ به چی فکر میکنی صدبار صدات زدم
ــ ببخشید حواسم نبود
+ خوب به چی فکر میکردی؟«کنجکاو,کیوت»
ــ هوم به اینکه چطور ازت دور باشم...
+ منم عادت ندارم ولی خودت گفتی زود میگذره...
ــ اره....چیزه پرواز دیر میشه عجله کن
+ باشه
یک ساعت بعد منو ا/ت تو راه فرودگاه بودیم.
تو ماشین برخلاف چیزی که فکر میکردم هیچ حرفی زده نشد؛نه از جانب من و نه از ا/ت.
چند دقیقه بعد:
ــ جوجه رسیدیم
+ آها
پیاده شدم و در رو برای ا/ت باز کردم.
و بعد با ا/ت به دنبال تهیونگ،یونا گشتیم چون قرار بود تهیونگ هم بیاد.
تهیونگ رو دیدیم به سمتش رفتیم بعد از سلام و احوال پرسی.
بدترین چیز رو شنیدم.
پرواز مو صدا زدن یعنی شروع دوری از ا/ت.
...
...
پرواز سئول به بارسلون تا دقایقی دیگر پرواز میکند.
تو فکر بودم که صدای ا/ت ریشه افکارم رو پاره کرد:
+ کوکی دیگه وقت خداحافظیه...
ــ ولی قبلش مراقب باش مراقب خودت باشی و منتظرم بمونی.
+ قول میدم عشقم
ا/ت رو در آغوشم کشیدم بعد دستم رو دور صورتش قالب کردم.
بوسه ای کوتاه به لبش زدم.
تهیونگ(٫) یونا(-)
٫ هی باید بریم
ــ بریم
از یونا و ا/ت خداحافظی کردیم رفتیم...
پایان فصل ¹
هوراا
شرطا
۳۰ لایک
۱۵ کامنت(هر کی یدونه حساب میشه)
ــــــــ🖤✈️🖤ــــــــ
وقتی که مجبوره بره سفر کاری
ــــــــ🖤✈️🖤ــــــــ
فلش بک به روز پرواز
ویو جونگکوک:
چند روز گذشته و تونستم ا/ت رو قانع کنم که برم به سفر کاری.
اما دل خودم هنوز آمادگی نداشت...
چند ساعت تا پرواز مونده بود با ا/ت چمدونم رو چیدیم.
+ کوکی؟
ــ ...جونم
+ به چی فکر میکنی صدبار صدات زدم
ــ ببخشید حواسم نبود
+ خوب به چی فکر میکردی؟«کنجکاو,کیوت»
ــ هوم به اینکه چطور ازت دور باشم...
+ منم عادت ندارم ولی خودت گفتی زود میگذره...
ــ اره....چیزه پرواز دیر میشه عجله کن
+ باشه
یک ساعت بعد منو ا/ت تو راه فرودگاه بودیم.
تو ماشین برخلاف چیزی که فکر میکردم هیچ حرفی زده نشد؛نه از جانب من و نه از ا/ت.
چند دقیقه بعد:
ــ جوجه رسیدیم
+ آها
پیاده شدم و در رو برای ا/ت باز کردم.
و بعد با ا/ت به دنبال تهیونگ،یونا گشتیم چون قرار بود تهیونگ هم بیاد.
تهیونگ رو دیدیم به سمتش رفتیم بعد از سلام و احوال پرسی.
بدترین چیز رو شنیدم.
پرواز مو صدا زدن یعنی شروع دوری از ا/ت.
...
...
پرواز سئول به بارسلون تا دقایقی دیگر پرواز میکند.
تو فکر بودم که صدای ا/ت ریشه افکارم رو پاره کرد:
+ کوکی دیگه وقت خداحافظیه...
ــ ولی قبلش مراقب باش مراقب خودت باشی و منتظرم بمونی.
+ قول میدم عشقم
ا/ت رو در آغوشم کشیدم بعد دستم رو دور صورتش قالب کردم.
بوسه ای کوتاه به لبش زدم.
تهیونگ(٫) یونا(-)
٫ هی باید بریم
ــ بریم
از یونا و ا/ت خداحافظی کردیم رفتیم...
پایان فصل ¹
هوراا
شرطا
۳۰ لایک
۱۵ کامنت(هر کی یدونه حساب میشه)
- ۴۵۳
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط