{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست پنجاه هشت🍷🔪


پس گرمته!بریم استخر

تای آبروم بالا رفت
میرفتم استخر؟ حوصله نداشتم دوباره آماده بشم

از طرفی ام آدم با دوستاش حال می‌کنه تو استخر
تنهایی زیاد حال نمی‌ده

منم که هیچ دوستی نداشتم
آب دهنم و قورت دادم و لب زدم
نمیخوام ..حوصله ندارم آماده بشم ..کسی ام نیست

تک خنده ای کرد
_فکر کردی میزارم بری استخر بیرون؟

یکم خم شد سمت صورتم
_فکر کردی میزارم کسی بدن زن منو ببینه؟

از این غیرتی شدنش لبخند اومد روی لبم
لب زدم
همشون دخترا

اخماشو کشید تو هم
_بی خود میکنی لباس نامناسب بریزی حتی اگه دختر بود

سرمو به نشونه ی باشه تکون دادم
با شصت گوشه لبم و لمس کرد

_تو خونه استخر داریم ..

با ابروهای بالا رفته عه بلندی زمزمه کردم
او هومی گفت
_بلند شو بریم

گونه هام سرخ شد
من پیشش شنا میکردم...

نمی‌دونم چرا گر گرفته بودم و خجالتم شده
بود

بچه ها بفرمایید ادامش دیشب هرکاری کردم نشد
دیدگاه ها (۳)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ ¹Pبازم دیر رسیدم به دبیرستان خوبه حقیقت...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

#عاشق در نگاه او part 1امروز هوسوک با داد بیدارم کرد که بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط