هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_70
سر میز نشستم خواستم قاشقی از غذا بخورم که معدم بهم پیچید دوییدم سمت دستشویی و بالا آوردم ..
بی حال جلوی آینه ایستادم رنگم پریده بود ..
سکینه نزدیکم شد و نگاهی به صورتم کرد ..
+ وای خدا لعنتم کنه دختر !
چرا این ریختی شدیی باید زنگ بزنم دکتر بیاد ..
دستشو چنگ زدم
_نه خوبم سکینه جون ..
فقط استرس داشتم که اگر ..
بعدش آروم ادامه دادم:
_اهورا بفهمه زنگ زدم به مامانم چی؟
شیر آب رو باز کرد آبی به صورتم زد ..
+ اینارو بیخیال بریم یکم غذا بخور رنگت پریده!
بی حال سری تکون دادم و با هم دیگه به سمت میز رفتیم ..
سعی کردم بیخیال استرسم بشم ..
با گرسنگی زیاد دوتا بشقاب خوردم ..
بعد با کمک سکینه جون سفره رو جمع کردیم و ظرفارو شستیم ..
با خستگی کمرمو صاف کردم..
که گوشی سکینه خانوم زنگ خورد نگاهم روی گوشیش نشست با دیدن اسم ((آقا)) استرس شدیدی گرفتم ..
سکینه جون سریع گوشیو جواب داد:
+سلام آقا جانم؟
نمی‌دونم اونور خط چی گفت که سکینه رنگش پرید..
دیدگاه ها (۴۵)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

چند پارتی

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

چند پارتی

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

اسیر مافیا پارت ⁶ویو ا.ت معمولا من هر روز ساعت ۴:۵۴ بیدار می...

Two

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط