hard thief part. 7

-یااااااا
جین: 😂😂 بگذریم از اینا امروز مرخص میشی از دستت کار نکش همین دیگه
کوک: من برم کارا ترخیص رو انجام بدم
جیمین: اره منم میام
جین: منم باید برم کار دارم
سرمو تکون دادم و همه شنون رفتن من تو اتاق تنها بودم که بعد نیم ساعت در اتاق باز شد
جیمین: امده ای یونسو ؟
- نه لباسام کجاست؟
جیمین: تو اتاق جین بزار به کوک می گم برات بیاره
- باش
کوک لباسمو اوردو سمت عمارت رفتیم

«از دیدی یونگی»
نامجون: بازی اوه مین احمق بازیش گرفته
+ ......
نامجون: می خوای با حسابش برسم؟
+ نه
نامجون: یک کاری می کنم که دیگه نتونه نفس بکشه
+ نامجون می گم نههه
نامجون: باش داد نزن
+ اوففف این دختره و کی مرخص می کنن؟
نامجون: امروز
+ اوکی تا امد بفرست جای خدمت کارا که کار انجام بده
نامجون: باش
+ اون چند نفری رو که گفتم چی کار کردی؟
نامجون: هیچی الان دارن تو جهنم اب بازی می کنن البته اتیش بازی 😂😂😂
+😏خب یک ماموریت دیگه هم داری چند روز دیگه یک کامیون که مال اون اوه مین روانیه رو باید بدی هوا توش هم مواده
نامجون: اوه پس قرار خوش بگذره😎
تهیونگ: سلام
+ تو هنوز یاد نگرفتی در بزنی بعد وارد بشی
تهیونگ: سخت نگیر هیونگ
+ زهرمار هیونگ چند بار بهت بگم موقع کار من اربابم یا رییس یا....
تهیونگ: باش هیونگ هیونگ هیونگ هیونگ هیونگ
+ اه تو هم مثل بقیه شونی
تهیونگ: اره دیگه پسر خاله تو باشم همین میشه
+ هوففففففف خیلی رو اعصابی
تهیونگ: تو هم همینطوری
+ گمشو برو اون کاری که گفتمو انجام بده
تهیونگ: بیا بابا انقدر غر نزن این اثر نگشت اون پسره خر پوله فرانکه
+ اوکی اون سر نخه چی شد
تهیونگ: یک چیزایی پیدا کردم تا هفته بعد کارش تمامه
+ باش
- جیغغغغغغغغغغغغغغغغغفففغفغغغغغغغغغ اخجووووووووووووووووننننننننن نودل تننننننننننندددددددددد
+ امد😑
تهیونگ: اره دیگه اعلام حضور کرد
نامجون: گشنم شد
تهیونگ: توهم هی بلمبون
نامجون: ته بودن با کی داری لج می کنی
تهیونگ دستاشو بالا برد
تهیونگ: تسلیمم
+ببرش پیش اجوما لباساشو بهش بدین که کارشو شروع کنه
نامجون: باش
«از دیدی یونسو»
وارد اینارو شدم بودی نودل بود اونم نودل تند وای من برا نودل تند میمیرم
- جیغغغغغغغغغغغغغغغغغفففغفغغغغغغغغغ اخجووووووووووووووووننننننننن نودل تننننننننننندددددددددد
جیمین: اخ گوشم کر شد بچه
- 😂😂ببخشید
زن: اره دیگه از ادمای پایین شهر باشی همین رفتار هم داری
- من مثال تو دختری که کلت عمله و پول باباتُ یا شوهر یا دوست پسر تو حروم می کنی نیستم خانوم یه اطلاح محترم
کوک نزدیک جیمین شدو تو گوشش یواش گفت: داستان زیبا شد
جیمین:😂😂


نظر ندین پارت بعدی برو نمیزارم
دیدگاه ها (۱)

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

^وقتی اعضای بی تی اس یه فرصت پیدا میکنن تا از هم دیگه شکایت ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

کوکی من...... اگه کوک رو دوست داری لایک کن♥️..اگه تهیونگ رو ...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

جیمین لاوراا:جیمین لاوراا کجاییددد؟نمیدونم ولی دوستام میگن ت...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط