فیک تهکوک پارت۱ عشق الکی
ک: سلام ت: سلام چه عجب از خیانت کردن برگشتی پیشم پسر
ک: من؟ ت: بله دیدمتون ک: الکی میگی من با جیمین رفته بودم خرید ت: حالا چی خریدی؟ ک: من نخریدم جیمین خرید کرد ت: باش منم خرم
تهیونگ رفت دستشویی زنگ زد به جیمین
ت: سلام جیمین خان ج م: سلام تهی بلی؟ ت: صب کن ببینم تو از کجا میدونی کارت دارم؟؟ ج م: نه نمیدونم ولششش بگوووو دیگههه ت: باش خب امروز رفته بودی خرید؟ ج م: آری تازه ایفون خریدیممم ت: خریدیم؟ کوک که گف خرید نکرده ج م : چیمیگی داداش من که نگفتم با کوک رفتم بیرون ت: پس با کی؟؟؟؟ ج م: با شوهر عسیسم ت: یونگی دیگه؟ ج م : نمیدونی شوهرم کیههه اره دیگه یونگی ت: اخه عروسی نگرفتیم شک کردم فک کردم اون رفته با هوبی ج م: چی چی؟؟ اون گوهه میخورهه ت: گفتم فک کنم ولی حالا یه چک بکن پیاماشونو ج م: گمشو یونگی اصن خیانت نمیکنه ت: اوک ماهم باور کردیم ج م: نمیخوایی خفه شی؟ ت:نه ج م : گوشیم میدم یونگی ی: سلام تو نمیتونی یه روز گوه نخوری؟ ت: (باخنده) نه ی : میدونی چیه؟ ت: چی؟ ی: تو داری حسودی میکنی به ما دیگه هم از گوشیش بلاکت میکنم زنگم نزن بابا دهنمو سرویس کرد هروز بعد حرف زدن با تو میاد میگه رفتی با هوبی؟ ت: ببخشید من غلط کردم ی: پیپی نخور خوبه بعد تنبیهش میکنم ت: چ- ی: همونی که شنیدی منحرف ت: چقد تو جیش میخوری اهل اینا نبودی کع ت: پس چی؟ ی : یه کلمشو بگم میفهمی خنگ خدا؟ ت: بگو تو ی: ل—ب ت: عااااااااااهااااااا خیلی گوزویی ی: اون مال تو نی مال منه خدافظ
تهیونگ از دستشویی میاد بیرون: هعی یونگی یه روز بالاخره فاکت میدم اونم بدجور
تهیونگ جوری رفتار میکنه که انگار چیزی نشده و نفهمیده ذهن تهیونگ: خب اصن مستقیم نمیگم انقد سرد میشم که خودش بفهمه
ادامه پارت ۲
ک: من؟ ت: بله دیدمتون ک: الکی میگی من با جیمین رفته بودم خرید ت: حالا چی خریدی؟ ک: من نخریدم جیمین خرید کرد ت: باش منم خرم
تهیونگ رفت دستشویی زنگ زد به جیمین
ت: سلام جیمین خان ج م: سلام تهی بلی؟ ت: صب کن ببینم تو از کجا میدونی کارت دارم؟؟ ج م: نه نمیدونم ولششش بگوووو دیگههه ت: باش خب امروز رفته بودی خرید؟ ج م: آری تازه ایفون خریدیممم ت: خریدیم؟ کوک که گف خرید نکرده ج م : چیمیگی داداش من که نگفتم با کوک رفتم بیرون ت: پس با کی؟؟؟؟ ج م: با شوهر عسیسم ت: یونگی دیگه؟ ج م : نمیدونی شوهرم کیههه اره دیگه یونگی ت: اخه عروسی نگرفتیم شک کردم فک کردم اون رفته با هوبی ج م: چی چی؟؟ اون گوهه میخورهه ت: گفتم فک کنم ولی حالا یه چک بکن پیاماشونو ج م: گمشو یونگی اصن خیانت نمیکنه ت: اوک ماهم باور کردیم ج م: نمیخوایی خفه شی؟ ت:نه ج م : گوشیم میدم یونگی ی: سلام تو نمیتونی یه روز گوه نخوری؟ ت: (باخنده) نه ی : میدونی چیه؟ ت: چی؟ ی: تو داری حسودی میکنی به ما دیگه هم از گوشیش بلاکت میکنم زنگم نزن بابا دهنمو سرویس کرد هروز بعد حرف زدن با تو میاد میگه رفتی با هوبی؟ ت: ببخشید من غلط کردم ی: پیپی نخور خوبه بعد تنبیهش میکنم ت: چ- ی: همونی که شنیدی منحرف ت: چقد تو جیش میخوری اهل اینا نبودی کع ت: پس چی؟ ی : یه کلمشو بگم میفهمی خنگ خدا؟ ت: بگو تو ی: ل—ب ت: عااااااااااهااااااا خیلی گوزویی ی: اون مال تو نی مال منه خدافظ
تهیونگ از دستشویی میاد بیرون: هعی یونگی یه روز بالاخره فاکت میدم اونم بدجور
تهیونگ جوری رفتار میکنه که انگار چیزی نشده و نفهمیده ذهن تهیونگ: خب اصن مستقیم نمیگم انقد سرد میشم که خودش بفهمه
ادامه پارت ۲
- ۴۰.۸k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط