ای سرنوشت، ازتو کجا می‌توان گریخت؟

ای سرنوشت، ازتو کجا می‌توان گریخت؟
مـن راهِ آشیان خود از یاد برده ام
یکدم مرا بـه گوشۀ آسان مرا رها مکن
با مـن تلاش کن کـه بدانم نمرده ام!

#باغ #خاص #عکس #موبایلگرافی
دیدگاه ها (۰)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

آنچه با تو نگفته‌امـ راباران خواهد گفتــهزار سال دیگر همـبار...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط