{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

وقتی توی دعوا بهشون سیلی زدی و باهات قهر کردن میخوای از دلشون دراری

نامجون : ( وقتی از کمپانی میبریش اتاق و..... )

جین : ( نشسته روی مبل و سرش توی گوشیش که میری میشینی رو پاش و خودتو میمالی بهش و میگی : ددی میخوا از دلت درارم و میگه زودباش بیبی گرل که هم طاقت ندارم هم باید تنبیه شی )

شوگا : ( براش غذای مورد علاقه شو درست میکنی میبری استودیو ش و میگی کلاغ ها برام خبر آوردن که یه پیشی گشنشه و میگه : جدیدا کلاغ ها باهوش شدن )

هوسوک : ( براش نود میفرسی میگی : ددی زود بیا بیبی گرلت میخوادت و میگه هعییییی بیبی تا صبح زیرمی )

جیمین : ( براش کیک مورد علاقه اش رو میپزی و میگی عزیزم بیا برات کیکی که دوست داری رو درست کردم میاد و میگه جون بهت بابا )

تهیونگ : ( نشستین توی ماشین و سکوت بین تون رد و بدل میشه که تو دستت و میکشی روی رون پاش میبینی ریکشن دستت رو بر میداری ولی خودش دستت رو میگیره و دوباره میزاره روی پاش و بهت پوزخند میزنه و میگه امشب باید باهام همراهی کنی بیب )

جونگ کوک : ( رفتی اتاقتون دیدی روی تخت درازکشیده و ناراحته میری بغلش میکنی و میگی : قربونت برم من ببخشید بهت سیلی زدم عزیزم خیلی عصبی بودم قول میدم دیگه این اتفاق نیوقته من عاشقتم سرش رو میاره بالا و لبات ورو شکار میکنه )
دیدگاه ها (۲)

#سناریووقتی روز تولدته و اونا چطوری بهت تبریک میگن و کادو بر...

خب دوستان قراره ری اکشن های مایکی رو ببینیم :🪻🕊🪻🕊🪻🕊🪻🕊🪻🕊🪻🕊🪻🕊🪻...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

سناریو اسلیترین

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

پارت ۵---صدای تیراندازی خفیفی از حیاط عمارت به گوش رسید. جون...

آت: من مطمنم کار میرا هستش کوک : آت باورم نمیشه شاید میرا دا...

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط