{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میتوانستم دربغض ابرهاشریک باشم وتا خدابگریم،وقتی احسا

کاش میتوانستم دربغض ابرهاشریک باشم وتا خدابگریم،وقتی احساس غریبی مراتاآخر کوچه های بن بست بغض گرفته ی عشق میبرد.

ای اقاقیهای وحشی که بی هیچ لبخندی درکنار کلبه ی غم پاگرفته اید.

ای واژه های تلخ تنهایی، ای عابران خسته ی سرنوشت، ای ورقهای پاره شده درغبارسهمگین آیا کسی مرا درخاطرات اشکهایش می شناسد؟

آیا عابران کوی غم فقط برای لحظه ای درکنار پنجره ی رازهایم مینشیندتا قصه ی تنهایی رابازکویم؟!

باشمایم ای آدمهای شیشه ای،من درحسرت یک تبسم صمیمی مانده ام.

ای کوچه های گلی رویا،آیا گامهای دیروز کودکی ام را با شادی به من باز میگردانید؟؟
دیدگاه ها (۱)

!....

.

تلخ ترین قسمت زندگی اون جاییه آدم به خودش میگه : چی فکر می ...

آمدی چه زیباگفتم دوستت دارم چه عاشقانهپذیرفتی چه فریبانهآغوش...

کاش میتوانستم دربغض ابرهاشریک باشم وتا خدابگریم،وقتی احساس غ...

کاش میتوانستم دربغض ابرهاشریک باشم وتا خدابگریم،وقتی احساس غ...

کاش میتوانستم دربغض ابرها شریک باشم و تا خدا بگریم،وقتی احسا...

ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندیدرکنار کلبه تاریک من پاگرف...

ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندیدرکنار کلبه تاریک من پاگرف...

ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندیدرکنار کلبه تاریک من پاگرف...

ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندیدرکنار کلبه تاریک من پاگرف...

آیاکسی مرادرخاطرات اشک هایش می شناسد؟آیاعابران کوی غم فقط بر...

🔥 اعلامِ جنگِ دکترینِ حَد با مافیا و غارتگرانِ سفرهٔ مردم• ─...

🔥 اعلامِ جنگِ دکترینِ حَد با مافیا و غارتگرانِ سفرهٔ مردم• ─...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط