{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می بوسم عکست رو

می بوسم عکست رو

خندیدی اما سرد تقدیر ما

کار خودش رو کرد


غربتم این خونست اینجا که دل تنگم

اینجا که با غصه بی وقفه می جنگم

رویا ازم دوره کابوس هر خوابم

می بینی دور از تو

بی تاب بی تابم

می رنجم از این حس

دلگرم تو بودم

وقتی که چشمامم یادت نمی مونن

می بوسم عکست رو

خندیدی اما سرد تقدیر ما

کار خودش رو کرد


رویا «مهدی احمدوند»
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۰ *رضا*گفتم : بانو لطفا بشینید از...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁵صدای بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط