✍✍✍

✍✍✍
هر چـه کردی بـه دلم باز تو را بخشیدم
بـا زبـان زخم زدی دشنـه زدی خندیدم

معنـیِ تـک تـکِ رفتـارِ تـو را می فهمم
ساده لوحۍست بگویم که نمی فهمیدم

غـرقِ تـردیــد شــدم بـاز تحمل  کردم
تا زمانی که به چشمانِ خودم هم  دیدم

دیـدم از خشمِ خـداونـد نمی تـرسیدی
تـو نترسیدی ومن سخت از آن ترسیدم

بسته بودم لب ازآن دردو ازآن بی مهری
تـو جفـا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم، خسته شدم، یخ کردم
مثـلِ خـورشید غـروبی کـه نمی تابیدم

اشک های دلِ من ، از تو و عشقِ تو نبود
بلکـه از سـادگیِ قلـبِ خـودم رنجیـدم

#محسن_نظری

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
#عاشقانه #عاشقانه_ها
#دلنوشته #خاص
࿇─┅═‎═‎❁‌‎‌‌⊱❤️⊰❁‌‎‌‌═‎═‎┅─࿇
دیدگاه ها (۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

رمان عشق ممنوع

The unwanted roommate

My_idol

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

#تپش.قلب.من Part 6تهیونگ:هست چون تو قراره مامان بچه هام بشیا...

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط