The unwanted roommate

the unwanted roommate
_________________________
ویو جئون جونگ کوک:

دیدم یورین با درد از اتاق خارج شد....

منتظر موندم تا بیاد ببینم چی شده.. چند دقیقه گذشت دیدم صدای حموم میاد.......
فهمیدم درد داشته..... سریع رفتم دمه در حموم....

_«یورین.... یورین عشقم»

+«هوم؟...»

_«درد داری؟... درو باز کن عزیزم»

+«لازم نیست... خودم میتون... اخ..»

_«یورین همین الان درو باز کن... میدونم چقدر درد داری درو باز کن باید دلتو ماساژ بدم...»

+«لازم نیست»

دیگه نمیتونستم منتظر بمونم... خواستم درو باز کنم که با صدایی مواجه شدم
تق... تق...
اه... لعنت قفل بود....

_«عزیزکم... درو باز میکنی؟»

.......
جواب نداد... یجورایی از کاری که کردم پشیمون بودم... با نا امیدی به سمته اتاق رفتم.... نباید بدون اجازش اون کارو میکردم... رو تخت نشستم...

📌نیم ساعت بعد ♡
دیدم صدای در اومد.... رفتم پشت دیوار قایم شدم و نگاش کردم... با لباس های تمیز و بوی خوشبوش از حموم بیرون اومد یواشکی رفتم و براید استایل بغلش کردم....

با لجبازی تو چشمام نگاه کرد....

+«ولم کن....»

بردمش تو اتاق و به ارومی رو تخت گزاشتمش .... خابوندم پیشه خودم و از پشت بغلش کردم.....
دستامو زیره معده ی کوچولوش بردم و ماساژ دادم.....

ویو پارک یورین:

از دستش ناراحت بودم..... نباید اینقدر یهویی انجامش میداد... مگه نگفت تا خودت بخای اتفاقی نمیفته؟ ..... اعتمادمو از دست داده بودم.... رو تخت خابوندم و از پشت بغلم کرد.. کم کم داشت خابم میبرد که دو تا دسته عضله ای دوره معدم حلقه شد.... بیخیال شدم.. چشامو بستم.. و سیاهی....

ویو جئون جونگ کوک:
فرشته کوچولوم خوابید..... میتونستم دردو تو صورتش حس کنم...... درکش میکنم....گونه ی نرمشو نوازش کردم..... عینه مخمل بود.... اروم لب هامو بردم و بوسیدم... کم کم پایین اوردم... گوشه ی لبش رو بوسیدم... و در اخر... بوسه ی اروم و شیرینی رو لباش گذاشتم.....
خوشحال بودم که دارمش....

از زبان نویسنده :

این دو عاشق و معشوق در بغله هم به خابه شیرینی رفتند... اما هیچکس نمیدانست اون طرفه شهر.. هانا چه نقشه ای در سر دارد....

این داستان ادامه دارد:))
دیدگاه ها (۹۱)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

عشق خیانت انتقام

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

به زیباییه مشکی

ادامه پارت (۱۴)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

منو ببخش پارت ۳

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط