آقآ عَݪے اَݥ غیږَٺِ ٺۅ ݥَݩۅ خآݩۅݥَݥ ڪَږڋ...❤
آقآ عَݪے اَݥ غیږَٺِ ٺۅ ݥَݩۅ خآݩۅݥَݥ ڪَږڋ...❤
دستاشو می آورد جلو
صورتمو میگرفت بین دستاش
زل میزد تو چشمام، بدون اینکه پلک بزنه فقط تو چشام نگاه میکرد؛ تهِ چشاش یه برقی میزد و آروم میگفت: آخه چشماشو نگاااه، این چشمها بد دیوونم کردنا!
بعدش آروم نگاش میرفت رو لبام،
به لبام زل میزد،
بعد سرشو می آورد جلو
موها و پیشونیمو میبوسید!
خب، شما بودین عاشقش نمیشدین؟!❤ ️🙈 🔥 💍
(Alim)❤ ❤ ❤ 👫 👫 👫
دستاشو می آورد جلو
صورتمو میگرفت بین دستاش
زل میزد تو چشمام، بدون اینکه پلک بزنه فقط تو چشام نگاه میکرد؛ تهِ چشاش یه برقی میزد و آروم میگفت: آخه چشماشو نگاااه، این چشمها بد دیوونم کردنا!
بعدش آروم نگاش میرفت رو لبام،
به لبام زل میزد،
بعد سرشو می آورد جلو
موها و پیشونیمو میبوسید!
خب، شما بودین عاشقش نمیشدین؟!❤ ️🙈 🔥 💍
(Alim)❤ ❤ ❤ 👫 👫 👫
- ۹.۷k
- ۱۱ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط