گاهے دلت فقط یک "جانم" مےخواهد

گاهے دلت فقط یک "جانم" مےخواهد
یک جانم سادہ..حتے بے بهانہ..فقط یک جانم..صدایت کہ کرد ..اسمت را کہ با عشق بہ زبان آورد.. بلہ نگو.. در بلہ هیچ حس و حالے نیست اصلا جانم مثل آغوش است...
از یاد نمےرود
هیچ جانمے از یاد هیچ زنے نمیرود

زن کہ باشے با یک جانم سادہ قرار میگیرے
آرام مےشوے
قرارش مےشوے...
آرامش مےکند

همین یک جانم قوت قلبش مےشود
حواست باشد ؛ جانم را کہ گفتے یواشکے نگاهش کنے تا برق چشمانش را ببینے
قرارش را ببینے... ببینے چہ میکند همین یک "جانم" سادہ عشق تو هوس نیست کہ باشد یا نباشد
نفس است...تا باشے..تا باشممن حالم با تو خیلی خوبه دیگه چیزی مهم نیست ....
دیدگاه ها (۱)

꧁عمارت عشق꧂Part number 33یهو اتوکو محو شد.خودش موند و خلا .....

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

داستان کودکانه «معمای ساعتِ شنی و المپیادِ اژدهای کوچک» به ن...

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط