"شعر از خودم"
"شعر از خودم"
نامه ای ناخوانده هستم در میان بادها
مقصدم گم گشت یارب رفته ام از یادها
در درونم حرفهایی ساده از راز و نیاز
در میان سینه ام بغضی نهان از رمز و راز
خط به خطه من پر از ناکامی و درد جفا
بیت بیتم شعری از احساس مردن در خفا
رو نوشتی از ترنم های مرگ و ظلمتم
سرنوشتی از تباهی ها ز بطن غربتم
در کشاکش های افکار پریشم مانده ام
تا سحرگاهان غزل هایی ز مردن خوانده ام
در پس ابیات من کوهی ز بی مهری نهان
در سطوح خالیم گم گشت نطقی از زبان
نامه ای هستم ز آهنگ غریب روزگار
من لبالب خواهشم از بهر عشقی بیقرار
ترجمانی از تلاطم های قلب عاشقم
سرگذشتی از جفا و بی وفایی و غمم
من طنین انداز فریادش پس تنهاییم
شاهدی بر گریه هایش در شب بارانیم
برگ برگم خیس از اشکان چشمانش شده
سطر سطرم حاکی از حال پریشانش شده
من زبان عاشقی هستم که دردش را نگفت
من کلام ناله ای هستم که در قبرش شکفت
من صدای شکوه ها یش در سیاهیه شبم
التماس رفتنش در خاک دایم بر لبم
دلبرش هرگز خبردار از دل خونش نشد
مرحمی بر زخمهای قلب رنجورش نشد
نامه ای ناخوانده هستم در میان بادها
مقصدم گم گشت یارب رفته ام از یادها
در درونم حرفهایی ساده از راز و نیاز
در میان سینه ام بغضی نهان از رمز و راز
خط به خطه من پر از ناکامی و درد جفا
بیت بیتم شعری از احساس مردن در خفا
رو نوشتی از ترنم های مرگ و ظلمتم
سرنوشتی از تباهی ها ز بطن غربتم
در کشاکش های افکار پریشم مانده ام
تا سحرگاهان غزل هایی ز مردن خوانده ام
در پس ابیات من کوهی ز بی مهری نهان
در سطوح خالیم گم گشت نطقی از زبان
نامه ای هستم ز آهنگ غریب روزگار
من لبالب خواهشم از بهر عشقی بیقرار
ترجمانی از تلاطم های قلب عاشقم
سرگذشتی از جفا و بی وفایی و غمم
من طنین انداز فریادش پس تنهاییم
شاهدی بر گریه هایش در شب بارانیم
برگ برگم خیس از اشکان چشمانش شده
سطر سطرم حاکی از حال پریشانش شده
من زبان عاشقی هستم که دردش را نگفت
من کلام ناله ای هستم که در قبرش شکفت
من صدای شکوه ها یش در سیاهیه شبم
التماس رفتنش در خاک دایم بر لبم
دلبرش هرگز خبردار از دل خونش نشد
مرحمی بر زخمهای قلب رنجورش نشد
- ۱.۰k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط