RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم

RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم

صدای موتور ماشینی از پشت سرش بلند شد...
نیلا برگشت...
یک ماشین مشکی چند متر دورتر ایستاده بود...
چراغ‌هایش خاموش بود...
درِ عقب ماشین باز شد...
صدای مردی از داخل ماشین آمد:
: ((سوار شو))
نیلا چند قدم عقب رفت...
— کی هستی؟
مرد جواب نداد...
: ((اگه برادرت برات مهمه، وقتت رو تلف نکن))
نیلا به ماشین خیره شد...
چند ثانیه سکوت کرد...
بعد صدای شلیک دیگری از ساختمان به گوش رسید...
نیلا به سمت ساختمان نگاه کرد...
سپس دوباره به ماشین برگشت...
هنوز تصمیم نگرفته بود...
که ناگهان دستی از پشت سر دهانش را گرفت...
نیلا فرصت فریاد زدن پیدا نکرد...
چند لحظه بعد...
همه‌چیز تاریک شد...
ــــــ
چند دقیقه بعد...
طبقه‌ی سوم...
درِ اتاق ۳۰۷ هنوز باز بود...
دو مرد داخل اتاق ایستاده بودند...
یکی از آن‌ها گفت:
: ((دختره پایین نیست))
مرد دیگر جواب داد:
: ((پس کجاست؟))
صدایی از پشت سرشان آمد:
+ منم همین سؤال رو دارم
( جونگ کوک وارد صحنه می شود 😂 )

جونگ‌کوک کنار در ایستاده بود...
لباسش کمی خاکی شده بود، اما آرام به نظر می‌رسید...
مرد اسلحه‌اش را بالا آورد...
: ((تو هنوز زنده‌ای؟))
جونگ‌کوک نگاه سردی به او انداخت...
+ ظاهراً
مرد قدمی جلو آمد...
: ((دختره کجاست؟))
جونگ‌کوک چند ثانیه سکوت کرد...
بعد گوشی‌ای را که در دست داشت بالا آورد...
+ اینو می‌خوای؟
مرد به صفحه‌ی گوشی نگاه کرد...

چهره‌اش تغییر کرد...
: ((گوشی رو بده))
جونگ‌کوک گوشی را پایین آورد...
+ اول جواب منو بده
: ((چی می‌خوای؟))

آدامه دارد ...
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت ۷ | «فرار از حقیقت»چند ثانیه...هیچ‌کس حرف نزد.صدای آژ...

LESSON

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

فیک تهکوک وارث زار

🖤 OBSESSION | وسواس پارت چهاردهم: جواب بده، جونگ‌کوکباران رو...

🖤 پارت ۳۸ | «صدای پشت در»لانا فوراً برگشت سمت در.— «کی اونجا...

پارت ۱۲ ..... حقیقت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط