{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که: چرا دشمنت افکند به مرگ؟

گفتم که: چرا دشمنت افکند به مرگ؟
گفتا که: چو دوست بود خرسند به مرگ
گفتم که: وصیتی نداری؟ خندید
یعنی که همین بس است: لبخند به مرگ.
دیدگاه ها (۳)

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش تر می شوی حتی "خودم"، ح...

پنجشنبه است و دلم برای آنهایی که دیگر ندارمشان تنگ است...پنج...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند سالها، هجری و شمسی، همه ب...

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چ...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

در سرهای بچه داری پارت ۱۳

ادامه پارت سوم

چندپارتی جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط