پارک جیمین...
پارک جیمین...
فقط برای محافظت از عشقش دست به کاری زد که تنفر ات ازش بشه
اون هیچوقت نخواست ترکش کنه اما گاهی زندگی آدم رو مجبور به هرکاری میکنه از زمان کودکی تا به حال عاشق اون دختر بود از همان شب که تصمیم به رها کردنش گرفت زندگی اش به کل تغییر کرد
خنده های که همیشه میکرد دیگه از لب هایش پاک شدن نگاه احساسیش تبدیل به یخ های کوه شدن دست های گرمش سرد شدن
دیگه به یه مرد جدی و مغرور عصبی و خشک تبدیل شده بود
شاید جوری تظاهر میکرد که کسی رو به اسم سئو ات نمیشناسه اما همیشه گوشه ای از قلبش رو ات گرفته بود
بعد از نامزد کردن با آن زنی که مادرش برایش انتخاب کرده بود خیلی زود ازدواج کرد دیگه به کل ات از زندگیش بیرون رفت
بعد از به دنیا اومدن دخترش همان همسرش مرد هیچوقت عاشقش نشد
یه دختر خیلی کوچیک داشت تا خبر از بچه دیگه اش؟
سن در رمان ۳۴ ساله
محل تولد بوسان کره جنوبی
ملیت کره ای
قد ۱۷۴ سانتی متر
تحصیلاتش در دبیرستان هان سانگ همراه ات درس میخوند اما بعد از جدا شدنش از آن دختر خوشگل و زیبا به دانشگاه جهانی سایبر رفت رشته مدیریت رو انتخاب کرد بخاطر اداره کردن شرکت پارک
اعضای خانواده اش حاصل از پدر مادر و یک برادر که یک سالش ازش کوچکتره
رنگ مورد علاقه اش مشکی و خاکستری ست ،
پارک جیمین جدی و سرد تنها غذاهای مورده علاقه شو میخوره
گوشت اردک گوشت خوک، مرغ، میوه و کیمچی جیجیگا
به شدت از غذاهای تند خوشش میاد
سرگرمی اش فقط خواندن کتاب های گوناگونی ست
زندگی اون رو از عشقش جدا کرد بعد از رفتن ات از زندگیاش دیگه اون آدم سابق نشد
پارک جیمین صاحب بزرگترین هلدینگ کرده شرکتی که در ساخت و ساز ساختمان های زیبایی ست
ولی همیشه عشقی درونش بود و هیچ وقت فراموشش نکرده شاید ظاهری سرد رفتار میکرد اما باطنی یک شکست خورده و غمگینی ست
عشق لباسی نیست که عوض کنی عشق زخمی ست که همیشه همراهته
******
لحظاتی که فقط یک بار تکرار شدن
لحظاتی که فقط ساختگی خندید
لحظاتی که فقط عشقش را در قلب دفن کرد
همه آنها به بر رسیدن
جیمین : هیچکس بیگناه نیست همه گناهکاریم حتا تو پارک ات
ات : نه گناهکار اصلی تو هستی من اجازه نمیدم پسرمو ازم جدا کنی و تبدیل به یه هیولا کنی مثله خودت پارک جیمین
فقط برای محافظت از عشقش دست به کاری زد که تنفر ات ازش بشه
اون هیچوقت نخواست ترکش کنه اما گاهی زندگی آدم رو مجبور به هرکاری میکنه از زمان کودکی تا به حال عاشق اون دختر بود از همان شب که تصمیم به رها کردنش گرفت زندگی اش به کل تغییر کرد
خنده های که همیشه میکرد دیگه از لب هایش پاک شدن نگاه احساسیش تبدیل به یخ های کوه شدن دست های گرمش سرد شدن
دیگه به یه مرد جدی و مغرور عصبی و خشک تبدیل شده بود
شاید جوری تظاهر میکرد که کسی رو به اسم سئو ات نمیشناسه اما همیشه گوشه ای از قلبش رو ات گرفته بود
بعد از نامزد کردن با آن زنی که مادرش برایش انتخاب کرده بود خیلی زود ازدواج کرد دیگه به کل ات از زندگیش بیرون رفت
بعد از به دنیا اومدن دخترش همان همسرش مرد هیچوقت عاشقش نشد
یه دختر خیلی کوچیک داشت تا خبر از بچه دیگه اش؟
سن در رمان ۳۴ ساله
محل تولد بوسان کره جنوبی
ملیت کره ای
قد ۱۷۴ سانتی متر
تحصیلاتش در دبیرستان هان سانگ همراه ات درس میخوند اما بعد از جدا شدنش از آن دختر خوشگل و زیبا به دانشگاه جهانی سایبر رفت رشته مدیریت رو انتخاب کرد بخاطر اداره کردن شرکت پارک
اعضای خانواده اش حاصل از پدر مادر و یک برادر که یک سالش ازش کوچکتره
رنگ مورد علاقه اش مشکی و خاکستری ست ،
پارک جیمین جدی و سرد تنها غذاهای مورده علاقه شو میخوره
گوشت اردک گوشت خوک، مرغ، میوه و کیمچی جیجیگا
به شدت از غذاهای تند خوشش میاد
سرگرمی اش فقط خواندن کتاب های گوناگونی ست
زندگی اون رو از عشقش جدا کرد بعد از رفتن ات از زندگیاش دیگه اون آدم سابق نشد
پارک جیمین صاحب بزرگترین هلدینگ کرده شرکتی که در ساخت و ساز ساختمان های زیبایی ست
ولی همیشه عشقی درونش بود و هیچ وقت فراموشش نکرده شاید ظاهری سرد رفتار میکرد اما باطنی یک شکست خورده و غمگینی ست
عشق لباسی نیست که عوض کنی عشق زخمی ست که همیشه همراهته
******
لحظاتی که فقط یک بار تکرار شدن
لحظاتی که فقط ساختگی خندید
لحظاتی که فقط عشقش را در قلب دفن کرد
همه آنها به بر رسیدن
جیمین : هیچکس بیگناه نیست همه گناهکاریم حتا تو پارک ات
ات : نه گناهکار اصلی تو هستی من اجازه نمیدم پسرمو ازم جدا کنی و تبدیل به یه هیولا کنی مثله خودت پارک جیمین
- ۱۸.۱k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط