دیدم میگن خداخیلی مهربونه

دیدم میگن خداخیلی مهربونه

رفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم بده 5 سال

از عمرم کم کن

گفتش:نمیشه

گفتم:ده سال از عمرم کم کن

گفتش:نمیشه

گفتم:پونزده سال ازعمرم کم کن

گفتش:نمیشه

گفتم:خداجون کل عمرمو میدم یک روز زنده بمونم

اما کنار اون!!

خدابغضش گرفت و گفت:

لعنت به قانون آدما

""نمیخوادت""

بمیری هم فایده نداره.......
دیدگاه ها (۹۴)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.20سویون:اره الیز:ب...

★دوست بچگی...p⁴همچنان اومدم اعتراض کنم که...من رو بوسید!شوکه...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

دیدم میگن خدا خیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط