شاه دلم گدا مکش ،من شده ام گدای تو

شاه دلم گدا مکش ،من شده ام گدای تو
گر چه ستم کنی به من،جان و تنم فدای تو

مهر تو از وجود من،با غم دل نمی رود
مهر منت به دل نشد،هر چه کنم برای تو

از همه کس گذر کنم ،از تو گذر نمی شود
مشکل تو وفای من،مشکل من جفای تو

کن نظری که تشنه ام،بهر وصال عشق تو
من نکنم نظر به کس،جز رخ دلربای تو

جان من و جهان من،روی سپید تو شدست
عاقبتم چنین شود،مرگ من و بقای تو

از تو برآید از دلم ،هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو ،تا که شوم فنای تو

دست ز تو نمی کشم ،تا که وصال من دهی
هر چه کنی بکن به من ،راضی ام از رضای تو
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عاشقانه های شبنم

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط