گاهی وقتا کوتا میای تا درست بشه همه چی ...

گاهی وقتا کوتا میای تا درست بشه همه چی ...
ولی بعضی وقتا خودتو میزنی به احمقی ..
گاهی وقتا اون حس قشنگت گم میشه ...
گاهی وقتا خیلی خسته میشی ...
گاهی وقتا بی تفاوت میشی ...
دیگه هیچ اشکی سرازیر نمیشه ...
گاهی وقتا سنگ میشی...حست دیگه اصلا برات مهم نیس....
در طول روز کفش هایت را مدام جفت میکنی تا بپوشی بری ....این پا اون پا میکنی ...
برم؟؟نرم؟؟؟
خوب میشه ؟؟نمیشه؟؟؟
در اخر هم با یک جمله حالا صبر میکنم ..رفتن به فردا میوفتد
کنارت از دوست داشتن حرف زدن ...تو خندیدی ...نه از ته دلا ...مسخره کردی ..
به دوست داشتن دو نفر به همدیگر خندیدی ...
به محبت کردناشون خندیدی ..
به توجه کردناشون خندیدی ...
به احترامشون خندیدی ...
به مهم بودنشان خندیدی ....
بعد از چند لحظه مکث ...به خود میگویی یا ما دوتا ادم نیستیم ...
یا این ها فرشتن ....
ما محالیم ...محال باهم بودن ...محال باهم خواستن ....
ما محالیم ....
دیدگاه ها (۱)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

حاجی بعضیاتون واقعا مسخره اید🤣جدیدا توی کامیونیتی خیلی تریس ...

پسر بد (67)

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۵$کایرا هم غذای سوبین رو داد ...

بچه ها کپشن مهم درباره ی سناریو ریندو :خب دوستان من سناریو ر...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۱٠+با ا.تت حرف نمیزنی؟؟🥺-هوم، خب اون بخاطر من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط