هفده هجده سال پیش سر خاک شوهرت قسم خوردم و به خودم قول دا

هفده هجده سال پیش سر خاک شوهرت قسم خوردم و به خودم قول دادم برادری رو در حق خودتو بچه هات تموم کنم
نمی دونم چقد تونستم تو قولم موفق باشم اما می دونم سعیمو کردم
اما امروز سرخاک دایی جون میخام حلالت کنم ابجی
اما فقط سهم خودمو حلالت می کنم
نمی دونم #مریم هم حلالت می کنه یانه
خدا کنه ازت بگذره
ابجی جووووووووووووونم
خیلی دوست دارم و ازت گذشتم



بازم امشب دوباره دلِ من بی قراره
دردای کهنه یه لحظه منو آروم نمیذاره
کابوس و فکر و غم هر شب هم آغوشم شد
من خودم رو بعد تو کلا فراموشم شد
هنوزم تو چراهای زندگیم میگردم
کجای راهو غلط رفتم تورو گم کردم
تو دلم پاییزه حالم غم انگیزه
هر نفس که میکشم از هوات لبریزه
سوالای بی جواب همیشه همرامه
خدا قلبم درد داره اون که رفت#دنیامه

درو دیوارای خونه که زندونم شد
درد این فاصله انگار بلای جونم شد

منو جاده زیر بارون باز تو و خاطره هامون
هر دو میرسیم به دریا هردومون خیس چشامون
منو جاده منو بارون باز تو و خاطره هامون
کاش بشینه باز دوباره روی ساحل رد پامون
تو دلم پاییزه منِ بی انگیزه
هر نفس که میکشم از هوات لبریزه
سوالای بی جواب همیشه همرامه
خدا قلبم درد داره اون که رفت#دنیامه
دیدگاه ها (۱۳۵)

مامان یاسی... کجا؟ واسه چی داری جدی‌جدی می‌ری؟ 🥺💔باورم نمیشه...

تولدت مبارک جونگ کوک دوست داشتنی

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت ۶

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

🎭 آخرین نقشپارت هشتمفیلم‌برداری آن روز تا شب طول کشید.وقتی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط