{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرسال ماهِ مهمانیِ خدا که می شود ؛

هرسال ماهِ مهمانیِ خدا که می شود ؛
سر سفره اش که می نشینم ؛
لحظه ی افطار ؛
از فرطِ تشنگی ؛
منتظرِ اذان که می شوم ؛
یادِ این حرفِ شما می افتم که :
اگر شیعیانِ ما ، به اندازه ی یک لیوان آب
تشنه ی ما بودند ، ما ظهور می کردیم

نمی دانم دنیا چطور اِنقدر خوب
مرا سرگرم خود کرد
که به این یتیمی عادت کردم پدر
اما مثلِ زمان های بچگی
قول مردانه می دهم
که حداقل ماه رمضانِ امسال
هر روز ، روزه ام را با دعای فرج باز کنم
شاید بیایی
شاید تمام شود این جدایی
#عروةالوثقی🥰
#موعود

#خاص #زیبا #قشنگ #جذاب #هنری #بینظیر #شیک
دیدگاه ها (۳)

𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 ²⁰¹⁵..هنگامی که عزیزی را از دست می‌دهم تا مدت ها در س...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

قسمت ۷

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

وارث ماه‌خاموش

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

هرسال ماهِ مهمانیِ خدا که می شود ؛سر سفره اش که می نشینم ؛لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط