{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست

آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند 
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست 

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند 
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم 
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

زنده یاد قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

اگر عاشقی بنویس یا حسین

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

عاشقانه های شبنم

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

لبخندِ تورا،دیر زمانیست ندیدم ..💔اولین سالروز ولادت شماست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط