” آنه! “

” آنه! “

تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟

وقتی روشنی چشم هایت،

در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود،



با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات،

از تنهایی معصومانه دست هایت…
دیدگاه ها (۴)

مادر جان…چه غریبانه از این دنیا رفتی،چه مظلومانه دردهایت را ...

پارت ۱۹۵

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

dark life = ۳۷

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

چندپارتی یونگی

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

چندپارتی جونگ کوک

𓆩 پارت ۴۷ 𓆪 🖤🥀ات با ناباوری به پرونده خیره شد.ات: بابا، این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط