{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !
چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟

غزل بخوان که بمیرد میان سینه من
غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌

و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت
به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌

بیا غزل به فدایت! درانتظار توام
ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن
دیدگاه ها (۹)

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

شروعه قصه یادم نیست چجوری شد نفهمیدمیهو دیدم که از موهات گلا...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ ...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط