{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرمنده‎ایم کاری برایت نمی‏‎کنیم ـــــــــــــــــــــــــ

شرمنده‎ایم کاری برایت نمی‏‎کنیم ـــــــــــــــــــــــــ جز وقت احتیاج صدایت نمی‏‎کنیم

جا می‎زنیم وقت عمل تا که می‎رسد ــــــــــــــــــــ ترک گناه محض رضایت نمی‏‎کنیم

در باتلاقِ نفس گرفتارتر شدیم ـــــــــــــــــــــــــــ تنها برای اینکه دعایت نمی‏‎کنیم

با اینکه دست توست «شفاء لکل داء» ـــــــــــــــ در اوج درد میل شفاءت نمی‏‎کنیم

تنگیِ دست ما اثر کاهلی ماست ــــــــــــــــــــــــــ این دست را دخیل عبایت نمی‏‎کنیم

تو روز و شب حمایتِ ما می‎کنی، ولی ـــــــــــــــ ما از تو اِی غریب حمایت نمی‏‎کنیم

بد کرده‎ایم با تو، دلت را شکسته‎ایم ـــــــــــــــــــــ و اعتنا به این گله‏‎هایت نمی‏‎کنیم

حتّی اگر ندیده حرم، جان دهیم ما ـــــــــــــــــــــــ تصمیم با شماست شکایت نمی‏‎کنیم

امّا چه بهترست که ما را طلا کنی ــــــــــــــــــــــ این روزها مسافر کربُ بلا کنی
دیدگاه ها (۸)

P : 28

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۶وقتی شب شد، نامجون لیا رو به خونه رسو...

مهمونی پارت ۵۵

پارت چهارم: خونِ دو خاندانصدای قدم‌ها پشت سرشان نزدیک‌تر می‌...

چند پارتی جیمین پارت چهارم

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

P : 27

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪 🖤🥀دختر لبخندش را از دست داد.ـ «یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط