{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست چنان باید کان منست

دوست چنان باید کان منست

عشق نهانی چه نهان منست

عاشق و معشوق چو ما در جهان

نیست دگر آنچه گمان منست

جان جهان خواند مرا آن صنم

تا بزیم جان جهان منست

کیست درین عالم کو را دگر

یار وفادار چنان منست

حال ببین پیش بپرس از همه

تا تو نگویی به زبان منست

دوش مرا گفت که آن توام

آن منست ار چه نه آن منست

سنایی غزنوی
دیدگاه ها (۵۸)

کفش‌هایم بی‌نهایت خسته‌اندراه رفتن را به رویم بسته‌اند  من ب...

فردا مسافرتم اگه نت داشتم کامنت هارو پاسخ میدم اگه نداشتم از...

چون بلبل مست راه در بستان یافتروی گل و جام باده را خندان یاف...

سعدیای ساربان آهسته ران کارام جانم می رودوان دل که با خود دا...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم دیو نیم پری نیم از همه ...

ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئیاز همه دیدها نهان در همه...

الله ..الله ..الله الله جل جلاله ربی . صنما چنان ل...

وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منمکی ببینم مرا چنان که منمگفتی اس...

مــــــــــــــــــــریم اسدی:من این ایوان نه تو را نمی دانم...

#شعر_قدیمی 🕊بی صحبت تو جهان نخواهمبی خشنودیت جان نخواهم🍃گر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط