#شعر_قدیمی

#شعر_قدیمی


🕊بی صحبت تو جهان نخواهم
بی خشنودیت جان نخواهم

🍃گر جان و روان من بخواهی
یک دم زدنت امان نخواهم

🕊جان را بدهم به خدمت تو
من خدمت رایگان نخواهم

🍃رضوان و بهشت و حور و عین را
بی روی تو جاودان نخواهم

🕊بر من تو نشان خویش کردی
حقا که جز این نشان نخواهم

🍃بیگانه بود میان ما جان
بیگانه درین میان نخواهم

🕊من عشق تو کردم آشکارا
عشق چو تویی نهان نخواهم

🍃هر گه که مرا تو یار باشی
من یاری این و آن نخواهم

🕊تو سودی و دیگران زیانند
تا سود بود زیان نخواهم

🍃اکنون که مرا عیان یقین شد
زین پس به جز از عیان نخواهم

✍#سنایی
دیدگاه ها (۴)

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

✿ بی صحبت تو جهان نخواهم بی خشنودیت جان نخواهم گر جان و روا...

دوست چنان باید کان منستعشق نهانی چه نهان منستعاشق و معشوق چو...

‍سوزاندی مرا ز عشق بی پایانتسوختن شرریست ز مهر بی بنیانتبیهو...

ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئیاز همه دیدها نهان در همه...

تا صورت زیبای تو از پرده عیان شدیک باره پری از نظر خلق نهان ...

جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز رازنگیان سجده برند آن زلف ج...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده ام‌که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگویی ام‌که نی ،ن...

🌱🍒اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منمکی ببینم مرا چنان که منمگفتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط