امروز سوار تاکسی شدم ،

امروز سوار تاکسی شدم ،

کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا بود

خلاصه بدجوری جا رو تنگ کرده بود ...

گفتم سبدِ کالاست . . .؟

گفت آره ، گفتم پس ربّش کو

گفت مگه ربم میدن !؟؟

گفتم آره بابا مگه نگرفتی؟

بدبخت پیاده شد رفت دنبال رُب ..!

.

.

.

.

.

خدایا منو ببخش ، منو ببخش

خودت دیدی جا خیلی کم بود
😅 😅 😅 😅 😂 😂 😂 😂 😂
......
#parsa.25#parsa
دیدگاه ها (۹۶)

ادامه پارت ۲ .ادامه .....دینگ دینگ .....ا.ت‌ در رو باز کرد ....

تک پارتی سینا ساعی وقتی

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

دیروز سوار تاکسی شدم ،کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا ...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا...

امروز سوار تاکسی شدم ،کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط