هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی، دشنه زدی، خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را می فهمم
ساده لوحیست بگویم که نمی فهمیدم

بسته بودم لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم، خسته شدم، یخ کردم
مثل خورشید، غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من از تو و جفای تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

برو ای دوست، برو، از تو گذشتم، خوش باش
برو ای یار که من جور تو را بخشیدم.......؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

هرچه کردی به دلم باز تورا بخشیدم با زبان زخم زدی،دشنه زدی،خن...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

پارت ۸

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

تک پارتی از سونوروی مبل دراز کشیده بودی و با گوشی‌ات بازی می...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت چهارم | گردنبند «بالاخره پیداش کردیم......

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط