{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتی مرگ هم گوئیا رشک میورزد به گرمای دستان تو که گرما بخش

حتی مرگ هم گوئیا رشک میورزد به گرمای دستان تو که گرما بخش دستان من است وبه آن خلوتی که در آن شب های مهتابی تا دم دم طلوع دوباره خورشید از سخن عشق سیراب میشدیم ونمازعشق به جا می اوردیم.
بی تو بودن معنایی جز مرگ ندارد هرچند جان در این کالبد خاکی مغلول باشد.با عشق تو همیشه زنده ام هرچند روح مجرد از این بدن خاکی در حال طی طریق به سوی کمال باشد.
ای مرگ تو با کدام ریسمان میتوانی مرا در بند از محبوبم بربایی وحال اینکه من حامل گرمای آغوش او بر قلبم واشک های او بر گونه ام ونجواهای عاشقانه او در لابلای گندمزارهای مزرعه زندگیم هستم.
آنچنان جان من با عشق تو ممزوج شده که گوئیا من تو ام وتو منی.ایا میشود مرگ ،مفرق من از خودم شود؟
هرگز هرگز.
عزیزم هنوزگره انگشتانت که در لابلای گیسوانم مرا نوازش میداد،باقی است وهرگز قلبم از تپیدن نمی ایستد چراکه سرشار از زمزمه محبت تو است.دوستت دارم ان چنان که گویا خدا گل من وتو را از عشق قرار داده .
دیدگاه ها (۱)

روی سر دری خونه گلای یاس بهاری...یادته ازم گرفتی گفته واسه ی...

اگه بازم منو خواستی که ببینیمن همونجام پشت لبخند قدیمیمن هنو...

بود درد مو و درمونم از دوست بود وصل مو و هجرونم از دوست...

من.دلم روشن.استروزی تو از راه.می‌رسی و کوچه.بوی عطر .تو را.م...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

نمیبخشمت p.22

زیباتر از آنم که مرا ببینی. من در چشمهایم مروارید عشق کاشته ...

به خواب من بیا ، مرا میان تنگ بازوانت به زنجیر بکش و داغ کن...

کیستی توای عشق که چنین عاشق و شیدای تو امگوئیا مهری و محتاج...

....‌ کیستی تو؟ که چنین عاشق و شیدای تو امگوئیا مهری و محتاج...

انگار دوستت دارم های قبل از تو همه سوء تفاهم بودند...قبل از ...

قصه ی هستی ما قصه ی آن شاخه گلی ستکه سراغ چمن از باد خزان می...

ای حرارت بخش این قلب تهیسردی جان مرا نظاره کننامه های خسته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط