{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ابدی 🍻

عشق ابدی 🍻

پارت ۶

ویو جونگ کوک :


نمیدونم الان باید خوشحال باشم یا ناراحت بعد از اون روزی که دیدمش عاشقش شده بودم و هرشب بهش فکر میکردم الان بلخره پیداش کردم و میتونم بهش اعتراف کنم


جونگ کوک : خانم پارک میتونم فردا شب دعوتتون کنم به یه مهمونی


جینا ‌: خوشحال میشم چرا که نه


جونک کوک : اوکی فردا ساعت هشت همینجا میام دنبالت


ویو جینا :

بعد این که خوش و بش کردیم خریداشو بسته بندی کردمو دادم بهش و رفت یه ساعت بعد خودمم اومدم خونه


جینا : رسیدم خونه لباسامو عوض کردمو رفتم پایین کلی فیلم دیدم و ساعتو نگاه کردم واییی خدا یعنی پنج ساعت کلا فیلم دیدم الانم باید برم سر کار
سریع پاشدم لباس پوشیدم رفتم شرکت



تو شرکت :




ویو جینا :



آخیش بلخره تموم شد عکسارو انداختم و رفتم اتاق رئیس تا عکسارو بدم



جینا : رئس اینم عکسا


رئیس : ممنونم میتونی بری


جینا : ممنونم وقت بخیر





جینا ویو :




رسیدم خونه کلا خوابم میومد دیشبم نخوابیدم رفتم ولو شدم رو تخت رو خواب رفتم و.......



بفرمایید 🦋 🦋

بعضیاتون گفتید ادامه بدم منم بخاطرتون گذاشتم امید وارم خوب شده باشه

لایک و کامنت یادتون نره ❤️❤️😘


تهکوک
دیدگاه ها (۱۶)

the first lie

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

وقتی تولدت بودو..

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

ارباب خشن من ۲۰

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

رئیس دوست داشتنی من پارت دومصبح شد ومن با صدای آلارم گوشیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط