{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگ کوک

جونگ کوک
از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دیدم بشقاب گذاشته رومیز خودشم غذاشو گرفته رفته رو مبل داره میخوره
_بیا اینجا
+نمیخام (سرد )
_چرا ؟
+ ولم کن (باداد )
_راستی دیروز چرا حالت گرفته بود ؟
ات
وقتی اینو گفت قبلم شکست ینی واقعا یادش رفت ؟ با ناراحتی گفتم هیچی
_بگو
+دیروز ... هق تولدم بود ولی تو کجا بودی تو شرکت سرکار اون کار بیشتر از من برات اهمیت داره
_چی ؟ تولدت ؟ کی ؟
+جدی جدی فراموش کردی
_نه ات من میخاستم برات کادو بگیرم
+من کادو نمیخاستم همین که میومدی یه تبریک میگفتی برام کافی بود ولی تو هیچی
_با شرمندگی سرم رو پایین انداختم و رفتم از خونه بیرون
ات
وقتی جونگ کوک از خونه رفت بعد نیم ساعت برنگشت نگرانش شدم و بهش زنگ زدم ولی جواب نداد دیدم برگشت
ادامه ؟؟
دیدگاه ها (۲۳)

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

dark love

وقتی تولدت بودو..

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

انتقام سخت Part: 3جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا ات: باشه سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط