{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
دیدگاه ها (۵)

پارت دو

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمعلاله ام کز داغ تنهایی به ...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط