سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
دیدگاه ها (۱)

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

سلامممممممممم بچه هااامن هنوز زنده ممممم🗣بچه ها بذارین من هم...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۳

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا...

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط