‌

شکرانه بده، که از در تو
چون محنت روزگار رفتم

تو خرم و شاد و کامران باش
کز شهر تو سوگوار رفتم

#عراقی
دیدگاه ها (۲)

مهمانم باشفنجانی از چایی تلخ روزگار☕️که جز به لبخند توشیرین ...

میگن از امید گفتن تو این روزا مثل گول زدن می‌مونه!اما تو امی...

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک ...

هر وقت میرم ایستگاه صلواتی

رومان عشق پنهانی (پارت5)

اگر انتظار نتایج مثبت را در آینده داشته باشید و آن را با ایم...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

‏🦊[۱۵:۲۷ ~ ۱۵:۳۷ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟؟استی: ت...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟏+واقعا از اینکه باعموم ازدواج کردم حالم بدشداخه چرا-به...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط