هر وقت میرم ایستگاه صلواتی

بهش میگم یه چای به یه قهوه دوبل .
یارو نگام میکنه .تو دل خودش میگه
... میدونم تو دلش چی میگذره ولی من بعدش خودمو نشون میدم ...جعرعت فهشو که ندارن چون میشناسنم شهر کوچیک ما هم دردسرا شهر ولی چه صلواتی باشه چه نباشه داشم معرفتی یه چیزی بزار جیب شون همیشه حلا میخواد محرمی باشه بخاطر امام حسین بزار خرجه خودشم نمیشه نگران نباش پولی که امثالی مثل منو تو میدیم دوست عزیز واسه لیوان چای قهوع میره تو معرفتت نشون بده ۵۰۰/۰۰۰هزاتومن ۱۰۰۰/۰۰۰هزار تومن.
منو تو پول دار نمیشیم .
و توی تصویر اگه دقت کنین شما میرین دم ایستگا واسه ما میارن دم متور معرفتتو اینجور تعصیم کن حالا اگه فهمیدی چی گفتم
تو هم مثل من باش ...مشتی بلبره
دیدگاه ها (۰)

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

پارت سه قرمزی 😺😺اون آدم....هانما بود هانما با پوزخند: قرمزی ...

My lovely neighbor part : ۸۴

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

کامیل چشم هاشو بست. تو این روز و تو این ساعت نور زرد رنگ خون...

پارت²⁷#ویو جیمینبعد چند ساعت رانندگی رسیدیم محل مورد نظر جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط