{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیایی

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیایی
چشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجایی؟؟

با شِکوه ی من چهره ی آدینه ترک خورد
از سوی تو اما نه تبسم  ؛  نه ندایی

از بس که در اندیشه ی تو شعله کشیدم
خاکستر حسرت شده ام ؛ نیست دوایی؟

 آمار تپشهای دلم را به تو گفتم
پرونده شد اندوه من از درد جدایی

سوگند به آوای صمیمانه ی نامت
از عشق فقط قصد من و شعر شمایی

هر فصل دلم بی تو ببین رنگ خزان است
آغاز کن ای گل ! سفر سبز رهایی

من منتظرم !  مرحمتی لطف و نگاهی
حیف است رسد مرگ من اما ! تو نیایی
???
دیدگاه ها (۲)

ناز چشمت میخرم، بایدبمانی پیش مندم به دم عاشقترم، باید بمانی...

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگی استبازوانت را درآغوشم بگی...

به نام آن نامعلوم که همیشه نگران من و توست✔✔سلام به صبح سلام...

داریوش ..به تومیگم که نشو دیونه ای دل به تو میگم که نگیر بهو...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

.دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کج...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذرتو کردم که بیایی...چشمم به ره عاطفه خشکید.......

☆☆☆دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید؛ ک...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بياييچشمم به ره عاطفه خشکيد ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید، کجای...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید، کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط