{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆☆☆

☆☆☆
دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیایی
چشمم به ره عاطفه خشکید؛ کجایی؟؟

با شِکوه ی من چهره ی آدینه ترک خورد
از سوی تو اما نه تبسم ؛نه ندایی

از بس که در اندیشه ی تو شعله کشیدم
خاکستر حسرت شده ام؛نیست دوایی؟

آمار تپشهای دلم را به تو گفتم
پرونده شد اندوه من از درد جدایی

سوگند به آوای صمیمانه ی نامت
از عشق فقط قصد من و شعر شمایی

هر فصل دلم بی تو ببین رنگ خزان است
آغاز کن ای گل!سفر سبز رهایی
☆☆☆
دیدگاه ها (۶)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

.دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کج...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیایچشمم به ره عاطفه خشکید؛ کجایی...

دیشب سه غزل نذرتو کردم که بیایی...چشمم به ره عاطفه خشکید.......

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بياييچشمم به ره عاطفه خشکيد ؛ کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط