صورت خلاصه، ذهن را میتوان به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه ت
صورت خلاصه، ذهن را میتوان به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرد. ذهن خودآگاه، همان بخشی است که تصمیمات آگاهانه را بر عهده میگیرد. مثلا اینکه تصمیم بگیرید امروز سر کار بروید یا نروید به عهده ذهن خودآگاه شماست. حال آنکه بخش ناخودآگاه، همان بخشی است که فعالیتهای خارج از هوشیاری شما و فرآیندهای اتوماتیک را بر عهده دارد(باورها، عادات، خاطرات، کنترل دمای بدن، زبان بدن، احساسات و...) و بدون اینکه توجهی به آن داشته باشید این موارد را کنترل میکند.مثلا شما هیچ وقت تصمیم نمیگیرید که احساس ناراحتی کنید.بلکه خودبخود و در شرایط خاص این اتفاق برای شما میوفتد.به عبارت دیگر، برنامه هایی در ضمیر ناخودآگاه شما نصب شده که باعث رفتارهای ناخواسته، احساسات و وضعیت هایی است که در طی روز تجربه میکنید.
جالب اینکه در روز اول هیچ برنامه ای در ذهن ناخودآگاه شما نصب نبود و این برنامه ها به مرور زمان در ذهن ناخودآگاه شما نصب شده. بعضیا رو خودتون نصب کردید و روی بعضیای دیگه اصلا نقشی نداشتید.
مثلا وقتی برای اولین بار رانندگی میکنید ذهن خودآگاه شما تصمیمات شما را به اجرا در می آورد. اما یکسال بعد، این ذهن ناخودآگاه است که شما را به مقصد میرساند، بدون اینکه متوجه باشید چند باز از ترمز، دنده، و .... استفاده کرده اید. در اینجا برنامه رانندگی از ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه منتقل شده و شما اون رو نصب کردید.
اما وقتی مدام پدر و مادرتون سر پول با هم جروبحث میکردن، این برنامه در ذهن ناخودآگاه شما نصب شده که پول خیلی کمه و همیشه سرش دعواست. اما این برنامه مخرب رو شما نصب نکردید.
وقتی برنامه ای در ذهن ناخودآگاه نصب شد، از آن پس دیگه برنامه خودبخود اجرا میشود و قادر نخواهید بود براحتی آن برنامه را دور بزنید. چرا؟
چون یک نگهبان قوی هیکل، به نام ذهن خودآگاه، از این برنامه ها مراقبت میکند تا عوامل خارجی حتی خودتان، نتوانید به راحتی تغییری را در آن ایجاد کنید.
و متاسفانه خیلی از این برنامه ها باید uninstall بشه تا بتونی به موفقیت برسی.
عمده تلاشهایی که برای غلبه بر نگهبان ناخودآگاه نیاز دارید شامل تصویرسازی، عبارات تاکیدی، و توجه به الگوهای رفتاری متفاوت است.
جالب اینکه در روز اول هیچ برنامه ای در ذهن ناخودآگاه شما نصب نبود و این برنامه ها به مرور زمان در ذهن ناخودآگاه شما نصب شده. بعضیا رو خودتون نصب کردید و روی بعضیای دیگه اصلا نقشی نداشتید.
مثلا وقتی برای اولین بار رانندگی میکنید ذهن خودآگاه شما تصمیمات شما را به اجرا در می آورد. اما یکسال بعد، این ذهن ناخودآگاه است که شما را به مقصد میرساند، بدون اینکه متوجه باشید چند باز از ترمز، دنده، و .... استفاده کرده اید. در اینجا برنامه رانندگی از ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه منتقل شده و شما اون رو نصب کردید.
اما وقتی مدام پدر و مادرتون سر پول با هم جروبحث میکردن، این برنامه در ذهن ناخودآگاه شما نصب شده که پول خیلی کمه و همیشه سرش دعواست. اما این برنامه مخرب رو شما نصب نکردید.
وقتی برنامه ای در ذهن ناخودآگاه نصب شد، از آن پس دیگه برنامه خودبخود اجرا میشود و قادر نخواهید بود براحتی آن برنامه را دور بزنید. چرا؟
چون یک نگهبان قوی هیکل، به نام ذهن خودآگاه، از این برنامه ها مراقبت میکند تا عوامل خارجی حتی خودتان، نتوانید به راحتی تغییری را در آن ایجاد کنید.
و متاسفانه خیلی از این برنامه ها باید uninstall بشه تا بتونی به موفقیت برسی.
عمده تلاشهایی که برای غلبه بر نگهبان ناخودآگاه نیاز دارید شامل تصویرسازی، عبارات تاکیدی، و توجه به الگوهای رفتاری متفاوت است.
- ۲.۳k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط