_که چی؟ اومدی توی این اتاق که بگی یه مادر عزاداری؟ تقصیر

_که چی؟ اومدی توی این اتاق که بگی یه مادر عزاداری؟ تقصیر تو بود که بچه ی من زنده نموند، اگرم زنده میموند نمیذاشتم هیچوقت رنگشم ببینی...‌


+من هیچ کاری نکردم ، اگه توی عوضی من رو نمیزدی بچم نمیمرد ، تقصیر توئه ،میرم از پیشت ، تو لیاقت من رو نداشتی...اگر تویه خونت موندم اونم بعد از فهمیدن شغلت فقط و فقط بخاطر دخترم بود حالا نیست... حالا ندارمش اونم بخاطر تو! از روزی که پاتو توی زندگیم گذاشتی یه روز خوش ندیدیم همیشه باید زجر می‌کشیدم


_دردت بچه اس؟ اگه بخاطر یه بچه پیشم میمونی بهت میدمش !


+نه...ولم کن...ولم کن ، بهم دست نزن...ولم کن.‌‌..

_یونا؟ یونا بیدار شو ؟ یونا؟


با جیغی از خواب پریدم ، هیون نگران بهم نگاه میکرد


_چیشد یونا ؟ خواب میدیدی؟ هذیون میگفتی توی خواب


+هیچی کابوس دیدم ، چرا تا این ساعت بیداری؟ بخواب...


سرم رو دوباره روی بالشت گذاشتم که با حرفی که زد خشک شدم


_هه...من هیولای خواباتم؟


+منظورت چیه؟


_این اولین بار نیست که هذیوناتو میشنوم ،تمام کابوسات مربوط به منن


+این تقصیر خودته ، اگر اون سالها بجای زجر دادن من به درمانت فکر میکردی...نه من مجبور بودم اون سختی هارو تحمل کنم هم الان بجای اینکه زن یوجون باشم زن تو بودم
همش تقصیر تو بود...


_گفتم که جبران میکنم


+اون تحقیر ها هیچوقت از خاطر من نمیرن ، جای کتک هایی که بهم زدی خوب شدن ،خیانت هایی که کردی دیگه هیچوقت تکرار نشدن ، تجاوز هایی که بهم کردی هم دیگه ردی ازشون نمونده اما حرفات...حرفات هیچوقت از یادم نمیرن...اینا جبرانی ندارن
دیدگاه ها (۰)

Dangerous Saviors=۱

کین کوژولو🥹🥹🥹راستی یه چیزی راجب ای یوی قصر دیجیتال شگفت انگی...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت سیزدهمصدای انفجار همه‌جا پیچید!ی...

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

From Enmity to Love

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

**پارت ۲۷**دیدنِ اون عکس‌ها روی میز، تمامِ دنیام رو لرزوند. ...

پارت 186

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط