{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنه!

آنه!
تکرار غریبانه روزهای زندگیت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های
مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو،از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات
از تنهایی معصومانه دستهایت.......
دیدگاه ها (۵)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

پارت ۱۹۵

وارث سایه ها

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

مهمونی پارت ۵۸

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p44پرده زیر دستش کمی تکون خورد.صدای خیلی ...

پیوند خون و اختیارپارت ۶ | حقیقتی که نباید گفته می‌شدصدای با...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط