بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد

بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوختهٔ کرب‌وبلا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان داغ دل آینه‌ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت
خطبهٔ اشک برای شهدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه در هرولهٔ آتش و خون
در شب خوف و خطر خطبهٔ «لا» سهم تو شد

بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم
خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد

خیمهٔ نور تو در فتنهٔ شب سوخت ولی
کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، ای زینت سجادهٔ عشق
از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، ای کاش که می‌مردم من
مصلحت نیست بگویم که چه‌ها سهم تو شد

بعد از آن واقعهٔ سرخ حقیقت گل کرد
کربلا در تو درخشید خدا سهم تو شد
دیدگاه ها (۲)

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

 اشعار شهادت امام سجاد بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط