{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز صبح مردی سرکار می‌رفت

هر روز صبح مردی سرکار می‌رفت
و همسرش هنگام بدرقه
به او می‌گفت:
مواظب خودت باش عزیزم.
شوهرش هم می‌گفت: چشم.
روزی همسرش به محل کار شوهرش رفت
و از پشت در دید که همسرش با منشی
در حال بگو بخند و دلبری از هم هستند.

به خانه برگشت
و در راه پیامکی به همسرش زد و نوشت:

همسرم یادت باشد
وقتی صبح سرکار می‌روی
همیشه می‌گویم مراقب خودت باش
مقصودم این نیست
که مواظب باشی
در هنگام رد شدن از خیابان زیر ماشین نروی
تو کودک نیستی.
مقصودم این است
مراقبِ دلت و روحت باش
که کسی آن را از من نگیرد.
اگر جسمت خدای‌نکرده ناقص شود
برای من عزیزی، عزیزتر می‌شوی
و تا زنده‌ام مراقب تو می‌شوم.
پرستار روز و شب تو می‌شوم.
اما اگر قلبت زیرِ مهر کسی برود
حتی اگر تن تو سالم باشد
نه تنها روحم
بلکه جسمم هم برای تو نخواهد بود.
پس مواظب قلبت بیشتر از همه چیز باش…
دیدگاه ها (۱)

شاید نباشمتو اما هر روز صبح پنجره ی قلبت را باز کن و دوستت د...

عاشقانه های شبنم

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

جونگکوک عزیزم ۲۹ سالگیت رو از صمیم قلب تبریک می‌گم🐰🎂در این ر...

╭─────────────── 🥺 ───────────────╮✦ پارت ۸۸| آخرین شب کنار ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

پارت ۶

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)ممنون که بدنیا اومدی و شدی زندگی ...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط