دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!
می روی،  باز  همانم که همانم، چه کنم!

شعله ی سرکش یک حادثه در چشم شما
آتشی بود که افتاد به جانم، چه کنم!

روز و شب دور تو می گردم و لیلای توام
دف بزن!  من  که سراپا هیجانم، چه کنم

حس یک عاشق دل مُرده که تنها شد و رفت
قصد دارد ببرد تاب و توانم، چه کنم!

پشت هر خاطره ای آب بپاشم، برود
دل، از این خلوت پر غم نَرَهانم، چه کنم!

من همان کوه غرورم که سپردی به خدا
ندهد زلزله ای سخت تکانم، چه کنم!

عاقبت مال دلم می شود آن چشم سیاه
حال بی چشم تو، بی نام و نشانم، چه کنم....

‌ ‎‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش اول_شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را ...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

چند پارتی بازی ممنوع

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که همانم...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که همانم...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط