{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!
می روی، باز همانم که همانم، چه کنم!

شعله ی سرکش یک حادثه در چشم شما
آتشی بود که افتاد به جانم، چه کنم!

روز و شب دور تو می گردم و لیلای توام
دف بزن! من که سراپا هیجانم، چه کنم

حس یک عاشق دل مُرده که تنها شد و رفت
قصد دارد ببرد تاب و توانم، چه کنم!

پشت هر خاطره ای آب بپاشم، برود
دل، از این خلوت پر غم نَرَهانم، چه کنم!

من همان کوه غرورم که سپردی به خدا
ندهد زلزله ای سخت تکانم، چه کنم!

عاقبت مال دلم می شود آن چشم سیاه
حال بی چشم تو، بی نام و نشانم، چه کنم
دیدگاه ها (۳)

بریده از دقایقم ، غزل سرای غصه هانگاه دل به سوی تو ، نگاه تو...

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به توبعد از این یک عمر بی م...

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کامخواهم که جاودانه بنالم به ...

کمان_ چشمهایت !تیر می کشد به قلبمداغ ،سوزان...وقتی دستهایت د...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش اول_شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط