{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!

‍ دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!
می روی، باز همانم که همانم، چه کنم!

شعله ی سرکش یک حادثه در چشم تو
آتشی بود که افتاد به جانم، چه کنم!

روز و شب دور تو می گردم و لیلای توام
دف بزن! من که سراپا هیجانم، چه کنم

حس یک عاشق دل مُرده که تنها شد و رفت
قصد دارد ببرد تاب و توانم، چه کنم!

پشت هر خاطره ای آب بپاشم، برود
دل، از این خلوت پر غم نَرَهانم، چه کنم!

من همان کوه غرورم که سپردی به خدا
ندهد زلزله ای سخت تکانم، چه کنم!

عاقبت مال دلم می شود آن چشم سیاه
حال بی چشم تو، بی نام و نشانم، چه کنم
دیدگاه ها (۲)

مشکلات زندگی هر کسی به اندازه ظرفیتشه، به اندازه تحملشه...وق...

ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻧﻢ؛ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﺩﻟﺖ؛...

منزل گه دل ها همه کاشانه ی عشق استهر جا که دلی گم شده در خان...

می روی اما نگاه سرسری دیگر نکنپیش چشمم از رقیبم دلبری دیگر ن...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط